با رفتنت ای زهرا ، از خانه صفا رفته
زینب به حسین گوید، مادر به کجا رفته
این خانه پس از زهرا گردیده عزا خانه
زهرای مرا کشتند تنها و غریبانه
با آنکه نمی گفتی در کوچه چه ها رخ داد
اما به سوال من رخسار تو پاسخ داد

شمع خموش ما را ، از خانه بردند
تابوت مادرم را شبانه بردند
مدینه در نوای أمن یجیب است
مادر به خانه برگرد ،بابا غریب است
شهر مدینه دگر، زهرا ندارد
باغی که گل ندارد، صفا ندارد

نوشته شده در یکشنبه هجدهم آبان ۱۴۰۴ ساعت 9:0 توسط
|
